![]() |
![]() |
|
| تاریخ و جغرافیای ممسنی، ادبیات، فرهنگ عامه و فلکلوریک |
|
ساختار زبان امین فقيري نویسنده ی شیرازی یکی از نویسندگان جنوبی است که كوشيده است از ساختار زبان بومي در پرداخت داستانهايش استفاده كند. استفاده از گويش بومي چه در حيطه ي واژگان محلي و چه در ساخت دستوري آن در اين داستان ها به چشم مي خورد. فقيري؛ مانند محمود دولت آبادي هيچ گونه ابايي از آوردن لغات بومي در ضمن داستانهايش ندارد بلكه اصرار دارد بسياري از واژگان را از همان گويش محلي انتخاب كند. بسياري از اين واژه ها از گويش مردم روستاهاي فارس و كرمان انتخاب شده و بسياري ديگر نيز برگرفته از لهجه ي مردم شيراز است. در اين جا به موارد استفاده ي فقيري از لهجه مردم شيراز و اطراف آن اشاره مي كنيم : الف:در بسياري موارد، بويژه در افعال، در لهجه شيرازي (ا) به (و) تبديل مي شود كه نمونه هاي از آن را در زير مي آوريم: «اگر نمي خويد بيويد شيراز براتون مي فرسم البته اگر اطمينون دارين.» (كوفيان ص 37) «خضير گفت ما همه مون ميويم شيراز.» (همان 38) «هيچ وقت خونه ي از خودمون ندوشتيم.» (همان 61) «آ! مي خويد شاگردي بفرسم همراتون.» (همان 65) «اگرم مي خويد پول بدين بايد اندازه سند بدين.» (كوچه باغها اضطراب ص172) « نه زير گذوشت نه رو،گفت هر كاري دلتون مي خواد بكنين.» (همان 161) «تف به غيرت ندوشته ام بياد اگر دفعه ديدگه دهاتي مصعب معامله بكنم.» (همان ص173) اين ابدال در اسمها نيز رخ مي دهد: «اي آقا را امام زمون فرستاده.» (دهكده پر ملال ص 174) «آي بيو به دوشو.» (كوچه باغها اضطراب ص 177) «من قبول دارم ولي قول من از طويفه دون خود مه، كاري به كار تمام ده ندارم.»كوفيان ص 191) طويفه ،كاكو، و آقو نيز چنين است : «كاكو غلام منو نزن. »(همان ص 9) «حسن آقو تو اي رو مي شناسي.» (همان ص 19) ب : در آخر بعضي كلمات مصوت «و» اضافه مي شود: «طوق سرخو.» (كوفيان ص 61) «روغن خوبو.» (همان ص 197) ج: استفاده از مصدر «گوش گرفتن » به جاي «گوش دادن» در ساخت افعال «برو يواش گوش بگير ببين چطور درس مي خونن. » (همان ص 70) «گوش به حرف هاي مردم نگيرين.» (كوچه باغها اضطراب ص 16) د: استفاده از صامت «ن »به جاي فعل «است» در نمونه هاي زير ديده مي شود: «شا باجي كجان ؟» (دهكده ي پر ملال ص 131) «ولي من فكر مي كنم شاهگل تنهان. » (همان ص 115) «تقصير سرمان.» (همان ص 131) «يكي فرياد زداين جان بياين اينجا.» (كوفيان ص 82) «مدرسه دور از روستان. » (همان ص 71) «آب ، مال مان. » (كوچه باغها اضطراب ص 51) « اگر كسي تكون بخوره، حسابش باگلون.» (همان ص 66 ) استفاده ازافعال گويش بومي : بسونم (از مصدر ستدن) به معناي گرفتن ،خريدن: «برات كت و شلوار بسونم.» (دهكده ي پر ملال ص 174 ) «رزاق حلواي ارده آورده ،امشب نون خالي داريم ،پول بده برم بسونم.» (همان ص 33) نبريدن در معناي ختنه نكردن: |